ویدئو کنفرانس info @bamdadngo.com
تعلیم و تربیت

قبل از بارداری

در پرورش و تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان توجه به بسیاری از نکات از ضروریات است.این نکات فقط مربوط به حضور و وجود کودک در زندگی مان نیست بلکه از قبل تولد فرزندمان می باشد.

و از آنجایی که سلامت روان و رشد کودک از موضوعات بسیار مهم است، این امر تحقق نمی یابد مگر اینکه برای پدر و مادر شدن در دنیای امروزی تحت نظر افراد آگاه و متخصص کار کنید  و سپس به پدر و مادر شدن فکر کنید.چرا که برای پرورش فرزند سالم تنها عشق و علاقه به او کفایت نمی کند.

برای فرزنددار شدن باید هردو زوج آماده ی بچه دار شدن و والد شدن باشند.

باید بدانیم که برای سروسامان دادن به جهان باید توجه ویژه به سال های اول زندگی کودکانمان داشته باشیم .

کودک انسان وقتی پا به این دنیا می گذارد از ضعیف ترین،حقیرترین و محتاج ترین موجودات است تا آنجا که اگر مورد مراقبت قرار نگیرد مرگ او حتمی است.

کودک انسانی در ۱۸ ماه اول باید با یک دستی و یکنواختی بزرگ شود .پس لازم است که پدر و یا هر فرد دیگری که می خواهد به مادر کمک دهد در راستا و هماهنگ با مادر باشد.در واقع دیگران هماهنگ با پدر و مادر باید نقش خودشان را به عنوان معلم،مربی و … انجام دهند.

بسیاری از ما کالای مناسبی برای پدر و مادر شدن نیستیم یعنی برای زندگی با هیچ کسی آماده نیستیم که این به دلایل متعددی است

از جمله این موارد:

بسیاری از ما وحشتی از دوستی و عشق داریم. به این معنا که من در کودکی سخت به این عشق ومحبت که نیاز کودک است محتاج بودم و کسی چنین محبتی در حق من نکرده است و به این نتیجه رسیده ام که محبتی در جهان نیست .

یا کسانی که مدعی عشق بودند بیشترین آسیب و زیان را به من وارد آورده انددر کودکی ام.و رنج و درد اساسی من از آنها بوده

یا به خاطر شرایط بدی که در زندگی دیگران دیده ام و روابط بد و نامناسبی که در نتیجه ی خانواده خودم و خویشاوندانم مشاهده کرده ام به این نتیجه رسیده ام که زندگی زناشویی ارزش و اهمیتی ندارد و یا شاید به ثبات و قرار نرسیدم.

ممکنه در کودکی آسیبی از والدینم ندیده ام اما محبتی هم دریافت نکرده ام.

بسیاری از افراد از کودکی شان بیزار هستند و دنبال زود بزرگ شدن هستند

یا بچه هایی که توسط خواهر و برادرانشان بزرگ شده اند و خواهر و برادر مضطرب و کم دان و ناتوان مسوول بزرگ کردنشان بوده است.

یا ممکنُ خودشان به دلیل اینکه در کودکی خواهر و برادرشان را بزرگ کرده اند دیگر تمایلی به والد شدن نداشته باشند.

۱۰ درصد زنانی که فرزند آخر هستند تمایلی به بچه دار شدن ندارند.

برخی از مردم با نگاهی فلسفی به جهان نگاه می کنند و چون جهان را پوچ و عبث می دانند میل به بارداری ندارند.

برخی دیگر از مردم جهان را جای وحشتناکی می دانند و ترجیح می دهند که  بچه دار نشوند.

اگر سخت مایل به بچه دار شدن هستید بهتر است این را با فرد آگاه چک کنید و مطمئن باشید که چنین تمایلی واقعی و حقیقی در شما وجود دارد.

برای والد شدن و بچه دار شدن موارد زیر را رعایت بفرمایید:

در ابتدا سلامت فیزیکی و روانی خود را چک کنید.

در مورد فرزند داشتن با همسرتان به توافق برسید .موافقت یک زوج و مخالفت دیگری نباید مبنای بچه دار شدن قرار گیرد.

وضعیت اقتصادی خانواده قبل از بچه دار شدن باید چک شود.زوجین باید به این تفکر برسند که امکانات مالی جهت بزرگ کردن بچه را دارند که البته به منظور تامین کامل و برای همیشه نیست.حداقل امکانات مالی باید وجود داشته باشد.

مطمئن باشیم که وقت و حوصله و انرژی لازم را برای بچه دار شدن داریم.

فرزند باید ترجیح اصلی زندگی ما قرار گیرد و اصل مقدم باشد.

من و شما به عنوان پدر و مادر در خلق موجود دخالت داریم و نقش من و تو در اوایل بسیار اساسی است و باید جهان را چنان برای او گشاده کنیم که این مخلوق خداوند،خالق خودش گردد.

تعهد و مسوولیت و وظیفه

تعهد: یعنی من با دیگری پیمانی می بندم و باید نگه دار و پاسدار این تعهد بود جز در موارد استثنایی

مفهوم تعهد با بقیه قراردادهای انسانی دیگر متفاوت است.

مسوولیت: پاسخ به نیازهای حقیقی و واقعی خود است و هموار کردن راه برای فرزندمان است.من مسوول  پاسخ به نیازهای فرزندم هستم.پس اگر والدینی مسوولیت ها نمی شناسد یا نمی پذیرد گزینه ی مناسب برای والد شدن نیست.

کسی می تواند پدر و مادر شود که توانایی و امکان این را داشته باشد که مسوولیت های خودش را بشناسد ،بفهمد،بپذیرد و با شادی و لذت آن را انجام دهد.

وظیفه : من و شما به عنوان والدین آن را بر اساس اصول و قواعد در چهارچوب روابط فردی و اجتماعی پذیرفته ایم.

پدر و مادر می بایستی هر سه این موارد را داشته باشند.

تعهد و وظیفه و مسوولیت با خودش هزینه دارد که البته اینجا منظور هزینه های مادی نیست.و در قبال این هزینه ما باید چیزی را بپردازیم مثل وقت و انرژی و توجه و….

نکته مهم دیگر: پدر و مادری کاری است همیشگی و دائمی که با خودش تمام وقت بودن را در بردارد.

نکته مهم دیگر : ممکنه در برهه هایی از زندگی مسوولیت را به تنهایی مجبور باشیم به دوش بکشیم چون ممکنه همسرمان را همیشگی نداشته باشیم. به عنوان مثال ممکنه همسرمان در سفر باشد و یا شغلش به گونه ای است که در شهر دیگری مشغول به کار است و دائمی پیش ما نیست.

و نکته مهم دیگر : این است که اگر قرار شد فرزندمان را در لحظه هایی پیش کسی غیر از خودمان بگذاریم ،اون فرد باید دارای یک سری از ویژگی ها باشد. مهربان و آگاه باشد و با والدین همدل و همزبان باشدو بی ادعا و بی انتظار باشد.

نباید مدعی باشه که من از شما والدین بهتر می دونم چگونه باید با فرزندتان رفتار کنم.

بچه دارو و درمان هیچ دردی نیست.

 

بچه حلال مشکلات زناشویی و درمان خیانت همسرتان نیست.
بچه دار شدن کمک به درمان همسر معتاد من نمی کند.
اگر دیگران به شما فشار می آورند که باید بچه دار شوید ولی خودتون و همسرتون تمایل ندارید،لطفا دقت بفرمایید….
بهتر است بعد از حل کردن تعارضاتتان با همسرتان به بچه دار شدن فکر کنید.
حالا اگر به عنوان یک زوج مطمئن شدید که به طور منطقی آمادگی بچه دار شدن را دارید

بریم مراحل بعدی

نگید حوصله من و همسرم سر رفته و باید دیگه بچه دار بشیم.

قبل از بارداری برای آماده شدن باید عوامل ارثی تان را چک کنید،آن هم تا سه نسل قبل.باید مطمئن شوید مساله مخاطره انگیزی وجود ندارد.

به محیط زندگی تان قبل از بارداری اهمیت دهید ممکنه منطقه و یا محله ای باشد که برای کودک تان ضرر به همراه داشته باشه. و یا ممکنه مجبور به سفرهای متعدد در حین بارداری شوید که این را هم باید لحاظ کنید.

بیماری های ویروسی مادرباید چک شود.

سایر بیماری ها قبل از بارداری چک شود و یا اگر مبتلا به بیماری است قبل از آن درمان شود.مثل بیماری کم خونی ، اعتیاد، مشکلات مربوط به دهان و دندان،دیابت ، و سرطان و …

اگر مادر سقط جنین های قبلی داشته باید بررسی شود.

اگر مادر مبتلا به افسردگی یا اضطراب می باشد نیز باید چک شود.

بهتر است مادر قبل از بارداری وزن متعادلی داشته باشد.

مادر باید ۶ ماه قبل از بارداری خوردن قرص جلوگیری را ترک کرده باشد.

پدر و مادر باید همه واکسن ها را زده باشند.

یه نکته مهم

داروهایی که پدر و مادر می خورند باید قبل از بارداری با پزشکشان مطرح کنند

                                                                                                                                                                                                                                       به مجرد ظهور عادت ماهانه، دختر آمادگی داشتن فرزند را ندارد.

 

تغذیه مادر در دوران بارداری

تغذیه از مقولات مهم است .

خوردن میوه و سبزی های سبز و زرد توصیه می شود.

خوردن نان و گندم نیز توصیه می گردد.

تغذیه تان باید متعادل و متوازن و کامل باشه

خوردن لبنیات و گوشت و مرغ و برنج و حبوبات از مهمات است اما باید در خوردن آنها تعادل را حفظ کرد.

باید پرهیز از خوردن قند و نمک و شکر باشد.

بیش از دوفنجان قهوه و چای در شبانه روز جایز نیست.

ویتامین های  بی و سی چون حلال در آب هستند و مازاد آن دفع می شود مفید است.

اما ویتامین های آ و دی و ای و کی هم حلال در آب هستند و هم حلال در چربی .بنابراین مصرف زیادی آن می تواند باعث نقص شود.

جیوه نیز می تواند مساله آفرین باشد.چه در استفاده از دندانپزشکی و چه وجود آن در ماهی ها .به ویژه ماهی های بزرگ و ماهی هایی که عمر طولانی دارند.

خوردن الکل و داشتن انواع دیگری از اعتیاد و کشیدن سیگار در دوران بارداری باعث میشه:

اندازه ی سر بچه کوچک باشه

صورت به هم ریخته ای داشته باشه

حافظه و یادگیری ضعیف و یا بسیار کم داشته باشه

باعث سقط جنین می شود.

آمپول آنفولانزا در ۵ یا ۶ ماهگی مادر ممکنه بچه را در آینده دچار اسکیزوفرنی کند.

چه نکات دیگری را باید در دوران بارداری رعایت کرد؟

زدن رنگ مو در دوران بارداری ممنوع است.

بهتر است در دوماه آخر بارداری رابطه ی جنسی نباشد و یا اگر هست حتما اصول و نکاتی رعایت شود و گرنه می تواند پیامدهای منفی و بدی را در پیش داشته باشد.

حمام گرفتن در ۱۵ دقیقه باشد البته مشروط بر اینکه درجه حرارت زیاد نباشد.

سوار شدن در هواپیما در ماه و هفته آخر خطرناک است هم برای مادر و هم برای بچه.

محیط آلوده و هوای آلوده برای مادر  و جنین خطرناک است.مثل خانه ای که تازه رنگ شده است

در ماه های آخر سفر با کشتی توصیه نمی شود.

سونوگرافی و یا ام آر آی و یا وقتی که به فرودگاه و یا اماکن امنیتی می روید که برای حفاظت و ایمنی ، شما را از دستگاههایی می گذرانند تقریبا هیچ خطری برای ما نخواهد داشت.

نشستن در اتومبیل نباید بیش از ۴ ساعت باشه و بهتره هر یک ساعت پیاده شد و استراحت کرد.

عکسبرداری برای بدن و دندان بهتر است در دوران بارداری نباشه.

وجود گربه و پشم و ادرار آن اثر منفی بر روی جنین انسان خواهد داشت. البته خوک و گاو و خروس هم می توانند آسیب برسانند اما نه به اندازه ی گربه.

زمانیکه مادر فشار خون بالایی دارد،ورزش زیاد و هوای گرم و مرطوب ضرر دارد.

بین ۸ تا ۱۵ کیلو به وزن مادران اضافه شود طبیعی است.

ماه آخر بین ۶ تا ۸ کیلو افزایش وزن عادی و طبیعی است.

مسمومیت حاملگی را جدی بگیرید.

کارزیادی برای مادر می تواند دردسرساز شود.

دانستنی های جالب در مورد وزن و قد کودک تان درون رحم مادر

فرزند ما در ۲ ماهگی : ۱۰ گرم وزن دارد و ۳ سانتی متر طول قد او می باشد.

در ۳ ماهگی : ۳۰ گرم وزن دارد و ۱۰ سانتی متر طول قد

در ۶ ماهگی : ۶۰۰ گرم وزن و ۳۰ سانتی متر قد

در ۷ ماهگی : ۱۵۰۰ گرم وزن و ۳۸ سانتی متر قد

در ۹ ماهگی : ۳۵۰۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد

به خاطر سپردن نکات زیر از ضروریاتی است که  هر یک از والدین باید بدان آگاه باشند.

اگر امروز کودک شاد و خوشحال و راضی باشد آینده اش تضمین خواهد شد.

برخی از اوقات ما والدین پر و بال کودکانمان را می چینیم و گوشش را کر می کنیم که در چارچوب کنترل من به عنوان والدینش باشد.

باید بدانیم رفتار خوب امروز من و شما آینده ی کودک مان را می سازد و این گونه آینده خوب خواهند داشت.

باید بدانیم با فشار و آسیب و آزار ،فرزند بهتری را پرورش نخواهیم داد.

بسیاری از جوامع نسبت به کودکان بسیار بی اهمیت هستند.

مثلا در انقلاب صنعتی کودکان به عنوان کارگر ارزان و نان آور خانواده مورد سوء استفاده قرار می گرفتند.

تا سال ۱۹۵۰ در جهان علم کودک هم چون انسان بزرگسالی به حساب می آمد با ابعاد کوچک تر. در حالیکه امروزه می دانیم کودک انسان در مرحله ای از رشد متفاوت است .

در برخی کشورها مانند آمریکا بودجه ی بیشتری به سالمندان اختصاص داده می شود تا برای کودکان .که البته این بدان معنا نیست که سهم بودجه سالمندان کم شود، بلکه به معنای افزایش بودجه حمایت از کودکان هستند.

امروزه کودکان نظاره گر صرف والدین نیستند بلکه قهرمان هستند و آرمان و هدف دارند و دست به پرسشگری می زنند.

بیش از ۸۰ درصد شخصیت انسان در ۸ سالگی مشخص شده است. پس نقش و اهمیت والدین بسیار مهم است و چون کودک نمی تواند در این سنین جهت و تشخیص و انتخاب های درستی داشته باشد.ُ

تاثیر و حالات روانی مادر برروی جنین اش اثرگذار خواهد بود.اما این تاثیر بر خلاف تفکر عموم مستقیم نیست. بدین معنا که مادر غذا زیاد بخورد ، فرزند به غذا خوردن زیاد عادت خواهد کرد.

یا مثلا مادری که خشمگین یا غمگین است ، این خشم و غم را به فرزندش متقل نمی کند اما اگر جنین در مرحله ای از رشد باشد که قلب او دارد تشکیل می شود ، قلبی که می تواند ۱۰۰ سال به درستی کار کند حالا ممکنه ۱۰ تا ۲۰ سال توانایی خودش را از دست بدهد.

آزادی

آزادی به معنای بی بند و باری نیست ، در طول تاریخ به بهانه ی سلامت ، سعادت و امنیت اولین کاری را که انسان و انسان ها کرده اند ، آزادی شان را گرفته اند و به دنبال آن متاسفانه محبت را رها کرده اند.

متاسفانه در مسیر رشد و تعلیم و تربیت دخالت ها و مزاحمت هایی از طرف جامعه ، نظام آموزشی ، و نظام تربیتی یا خانواده سبب می شود که بسیاری از انسان عقب بیافتد .

بنابراین شما با افرادی ۴۰ یا ۵۰ ساله مواجهه می شوید که در برخی از زمینه ها ۴ ساله یا ۷ ساله هستند.و هم چنان در این سنین به دنبال نیازها یا خواسته های ۴ یا ۷ سالگی خود می دوند. گاهی این فشارها موجب انحراف شده ، موجب اختلاف شده ، موجب گرفتاری شده .

در نتیجه کسی که تا ۸۰ سال زندگی کرده ، ای بسا ۸ سال اول را ۹ بار دیگر تکرار کرده ولی هرگز از ۸ سالگی به ۸۰ سالگی نرسیده است.

مساله زنده ماندن و نمردن با خودش چهار نون دیگررا به همراه داشته:

۱- نادانی

۲-ناتوانی

۳-نیازمندی

۴-نگرانی

و این چهار نون باید تبدیل شود به چهار ب:

۱) برابری

۲) برادری

۳) بردباری

۴) بهزیستی

و انسان در کنار این ۴ نون با چهار موضوع آزاردهنده مواجهه است:

۱) گرسنگی

۲) بیماری

۳) جنگ

۴) مرگ

تنبیه

در تنبیه کردن کودکان، موضوع آموختن کار خوب نبوده بلکه باز داشتن از کار بد بوده .

بعد از تنبیه ، والدین ممکن است از کنترل استفاده کنند و به پاسخ های مناسب و خوب بچه ها نیز نه بگویند.از این جهت که پررو نشوند و ممکنه بگویند اگر امروز این را به او بدهم فردا حتما چیز دیگری می خواهد. و دیگر اینکه اگر دو بار به درخواست او پاسخ دهیم ممکنه از او موجودی لوس ، پرتوقع و پر انتظاری را به بار بیاوریم.

گاهی تنبیه وکنترل کردن فرزندمان برای این است که بتوانم همیشه فرزندم را محتاج خودم و نگران رفتار خودم داشته باشم.

برای والد خوب بودن باید خودمان از کودکی مان بیرون بیاییم و بزرگسال شویم.

بزرگسال با دانایی و آگاهی با فرزند خودش ارتباط برقرار می کند نه با نگرانی و احتمالا ترس و تنبیه.

از آنجایی که در ۸ سال اول زندگی حدود ۷۵ درصد زندگی بچه ها در اختیار ما است باید نقش خودمون را به عنوان والدین در تعلیم و تربیت فراموش نکنیم.

انضباط در مفهوم دقیق و درست خود با کنترل و دخالت متفاوت است.

شخصیت از ۴ جلوه مختلف انسانی بهره می گیرد:

۱)فطرت
۳) محیط و آموزش
۴)تفکر و عقل
۲)وراثت

تربیت
ساختمان یک خانه به سه گروه تقسیم می شود
پرورش
تعلیم

پرورش :

مراقبت از زندگی در حال رشد است نه دخالت و یا تجاوز و ویرانگری

در مراقبت از کودکان باید مسیر تکامل و رشد کودک مان را بدانیم و دقیقا بدانیم براساس رشد در چه موقعیتی باید وی را قرار دهیم.

پس باید قابلیت و تواناییهای کودک مان را با توجه به سن رشدی اش بدانیم.

صحبت از پرورش یعنی آگاهی والدین از مراحل رشد

تعلیم :

انتقال و آموزش دانش یعنی علم و هنر و فلسفه و فن و ورزش به کودک می باشد.

تربیت :

منظور از تربیت موضوع آزادی است.

انسان باید به دومعنا در این مسیرحرکت کند:

۱-به جای خوب و بد و درست و غلط

دانستن دنیا ،باید آموخت که ما با یکدیگر متفاوت و مختلف هستیم. رسیدن به آزادی رسیدن به درک این همه تفاوت و اختلاف است.

۲-آزادی رساندن انسان به مرحله ای است که بتونه انتخاب کنه نه اینکه انتخاب های سن ۴۰ سالگی اش براساس سن ۴ سالگی اش باشد.یعنی باید آگاهانه دست به انتخاب بزند نه بر اساس گذشته اش دست به انتخاب بزند.

هدف والدین : روشن کردن چراغ ها و مسیر برای کودکانشان است.

  • والدین در تربیت کودک را به رهایی و آزادی ، محبت و عشق ، عدالت و انصاف ، واقعیت و حقیقت ، و حرمت و حیثیت انسانی آشنا کند.
  • تربیت گرایش به سمت ارزش های مطلق دارد.
  • تربیت گرایش به سمت آزادی و آزادگی است.
  • پس تربیت دو مفهوم دارد: مفهوم اولش آزادی است و مفهوم دومش انتقال اصول اخلاقی است.

محبت

  • رابطه ای است مبتنی بر دوستی و رفتار دوستانه
  • در گذشته های فقط رفع نیازهای مادی و بدنی مطرح بوده که الان مساله بدن روانی نیز حائز اهمیت است.بدن روانی متشکل از اعضای خانواده و خویشاوندان است پس حمله به آن ها و دشمنی با آنها ، دشمنی با فرزندتان است. روزی که عمه و خاله از خانه بیرون انداخته می شوند درواقع نوعی تجاوز به کودک است.
  • در خانه ای دشمنی و کینه است دیگر جایی برای محبت وجود ندارد.
  • در خانه ای که فرمان داده می شود و بچه ها تنبیه می شوند ، صحبت از محبت مسخره است.

نوازش

کودک انسانی با مکیدن شست دستش میل به نوازش شدن را هشدار می دهد.

کودکی که در آغوش گرفته می شود میل اش به نوازش شدن تامین می گردد.

مادر زمانی که به کودک شیر می دهد به چشمان او نگاه کند.

توجه بیش از حد خواستن و یا کسانی که این نوازش را نمی خواهند و یا وحشت از این نوازش و عاشقی دارند معمولا در کودکی از نوازش شدن ترسیده اند.

مردها به ۱۲ بار نوازش در روز می خواهند. و زن ها به ۲۰ بار نوازش در روز نیاز دارند.

پرورش و تعلیم و تربیت کودکان خانه ای را می سازد که

سقف آن : نظم و انظباط و آرامش است.

کفی دارد که این کف ، عشق و محبت و نوازش است.

چهاردیواری دارد که نام آن آموزش است.

نظم و انظباط و آرامش

                                                                                                                                                                     آموزش

                                                                                                                                                           عشق و محبت و نوازش

انظباط

در بسیاری از جوامع لغت انظباط به معنی فرمانروایی ، فرمان صادر کردن ، قدرت نمایی و به نوعی همان کنترل کودک و در صورت ضرورت تنبیه کودک است. به طوریکه وقتی گفته می شود کودکان باید انظباط داشته باشند یعنی هدفش این است که باید کنترل شوند، محروم شوند ، و محدود شوند.

اما در واقع لغت انضباط به معنی آموختن و آموزش است.

در چهارچوب انضباط ، پذیرش  متناسب مسوولیت به این معنا است که کودک انسانی باید از ۳ سالگی بپذیرد که در این جهان فقط مهمان نیست بلکه صاحب خانه نیز است و در بسیاری از فعالیت های زندگی خود باید شرکت فعالانه داشته باشد.

یعنی پدر و مادرباید کمک کنند که فرزندشان هر اندازه ناقص ، هر اندازه آهسته و هر اندازه با اشکال ، کارهایی را که می تواند برای خودش و حتی کمک به دیگران انجام دهد.

از کودک شان بخواهند در ۳ سالگی اتاقش را مرتب کند و اسباب بازی هایش را  سرجای خودش بگذارد.او را کمک کند رختخوابش را به صورت درستی در بیاورد .و باید دانست که با فرمان و دستور دادن به کودک چنین کاری صورت نخواهد گرفت.

پدر و مادر هم باید با کودک شان با اتاق وی روند و بگویند بگذار اسباب بازی هایت را مرتب کنم .مثلا بگویید این را من بر می دارم و آن را تو بردار .این بزرگه رو اینجا می گذاریم و این کوچک رو در اونجا.

اسم این کار مرتب کردن است که به فرزندمان آموختیم .او را تشویق می کنیم و بهش پاداش می دهیم .فردا و پس فردا هم کمکش می کنیم بعد از چندین بار بدین گونه برخورد کردن ، از این به بعد به او بگویید اتاقش را تمیز کند تکلیفش مشخص است. بعد به او می گویید وقتی اتاقت را مرتب کردی من را خبرکن تا ببینم  و آن موقع به دنبال عیب و ایراد نگردید بلکه کوشش خواهید کرد او را به خاطر هر ابتکاری که کرده و هر تغییری  که به وجود آمده تشویق کنیدو مورد لطف و محبت قرار دهید.

بعد به همسرتان زنگ بزنید و می گویید آمدی خانه، بیا و ببین فرزندمان چه قدر خوب اتاقش را مرتب کرده و پدر به محض ورود سراغ آن کار خواهد رفت و از او تشکر خواهد کردو محبتش را ابراز می کند و به وجودش افتخار می کند.

مسوولیت به تعریف  دقیق علمی اش ، پاسخ به نیازهای واقعی و حقیقی خود و هموار کردن کار برای دیگران است.

بنابراین زمانیکه سخن از مسوولیت است پس یک فرد را به مرحله ای برسانیم که توان آن را داشته باشد نیازهای خودش را برآورده کند و به خودکفایی برسد.

بنابراین کار پدر و مادر این است که از حدود ۳ سالگی کار و مسوولیت به فرزند را جدی بگیرند.

متاسفانه برخی از پدر و مادرها تصور می کنند که محبت و مهربانی این است که از فرزندشان هیچ کاری را نمی خواهند انجام دهد.

مسوولیت مثل مانند درجه حرارت بدن است. ۳۷ آن درست است و ۲۷ و ۴۷ آن کشنده خواهد بود.

یعنی اگر ما بیش از حد مسوولیم ، گرفتاریم و بیمار و اگر کمتر از حد مسوولیم ، مسائل و مشکلاتی را برای خود و دیگران به وجودمی آوریم.

سه عامل مهم دیگر در انضباط عبارتند از:

پذیرش متناسب مسوولیت است

توازن و تعادل و تکامل است.به این معنا که کودک انسانی از نظر فیزیکی و روانی دز زمینه ها و جنبه های مختلفی رشد می کندو وظیفه پدر و مادر توجه به همه ی آن ها است تا آن تعادل و توازن به وجود بیاید.

مثلا شما نمی توانید فرزندتان را احتمالا به این خوش دارید که به درس و کار مدرسه می رسد اما در جهت سلامت خود توجه لازم را نمی کند و یا اصولا در زندگی به نقطه ای آن چنان تاکید و توجه دارد که حالت وسواس و گرفتاری در آن زمینه را پیدا می کند.

مفهوم تکامل:

کودک انسان می خواهد بهتر و برتر شود.کمک ما به عنوان والدین در این زمینه این است که به او فرصت دهیم که با قدم های کوتاه خودش راهی طولانی را بپیماید.

به راحتی می شود گفت که انسان به آسمان می رسد اگر پله داشته باشد و پله در حدی باشد که انسان بتواند از یک پله به پله دیگر برود.

معلوم است که مفهوم تکامل با پریدن و جهیدن تفاوت بسیاری دارد.

به تاخیر انداختن لذت و پاداش و به استقبال ضررو خطر رفتن است

به تاخیر انداختن لذت و پاداش و به استقبال ضرر و خطر رفتن است. به این معنا که روزی که من و شما مایلیم فرزندمان را با انظباط همراه کنیم باید به او کمک کنیم که صبر کند.

در ۱۴ ماه اول نیاز کودک باید بلافاصله برآورده شود تا بتوان او را به اطمینان و امنیت لازم رساند.

بین ۱۴ ماهگی تا ۲ سالگی بهتر است که نیاز کودک تا آنجا که ضروری است ، بلافاصله برآورده شود و در مواردی که می تواند کمی یا چند ثانیه ای صبر کند ، صبر و تحمل کند.

بعد از ۲ سالگی بدون تردید پدر و مادر در بیشتر موارد باید از فرزندشان بخواهند که یکی دو دقیقه ای برای هر کاری صبر کند و بعضی وقت ها حتی ساعت ها و یا چند روزی باید صبر کند.تا بیاموزد که فردایی وجود دارد و توان این را پیدا کند که لذت و رنج امروز را تنها مبنای انتخاب خودش قرار ندهد.

زیرا اگر من فقط بر اساس لذت و رنج امروز عمل کنم هزاران کار خوب را نخواهم کرد و درگیر هزاران کار بد و بی فایده خواهم شد.

تاخیر انداختن را با کاملا نخواستن و نداشتن  همراه نکنیم. زیرا در آن صورت مسائل و مشکلات دیگری را به وجود می آوریم.

نه تنها به تاخیر انداختن لذت و پاداش که حتی به استقبال ضرر و خطر رفتن شرط اصلی موفقیت و برنده بودن در زندگی است. به این معنا که انسان از صبح که بیدار می شود ممکنه قرار باشه ۴۰ کار را انجام بده و اگر چند تایی از این کارها را که دوست ندارد در ابتدا انجام دهد و شر آن را بکند با خاطری آسوده ما بقی کارها را انجام دهد.

کودک انسانی باید بای رسیدن به کمال و برتری و بهتری با خودش مقایسه داشته باشد نه با دیگران.یعنی با گذشته خودش

انسانی که رکورد خودش را می شکند هم موفق است و هم خوشبخت. زیا هم هزینه ای نکرده است و سلامت وانی خودش را به خطر نیانداخته .در صورتی که برای شکستن رکورد دیگران در بیشتر موارد روان و خوشبختی اش ، هزینه می شود. در این گونه موارد ما فقط پیروز و برنده شدیم اما موفق نشده ایم.

به همین دلیل است که بسیاری از مردم که سلامت روانی را هزینه کردند بعد از رسیدن به آنچه که می خواستند احساس تو خالی بودن و احساس بی فایده بودن و در پایان احساس بدبختی کردند.

میل به کمال ایجاد کردن در بچه ها به معنی تکمیل شدن با مفهوم کمال پرستی بسیار متفاوت است.

خوب خود باش.بهتر از دیگران مباش .بهترین بدبختی است.

علاوه بر نظم بیرونی ، نظم درونی از اهمیت بالایی برخوردار است که بدون آن خوشبختی معنایی ندارد.

در دنیای امروزی ما هم ترتیب انجام موضوع ها برامون حائز اهمیت است و هم ترجیح مطرح است.ما باید به کودکانمان آموزش دهیم که در زندگی بین خوب و بهتر باید ترجیح خودشان را اعلام کنند و به بهتر راضی شوند و در حسرت خوب نمانند.

وظیفه ما به عنوان والدین جایی سخت است که باید به فرزندمان این را بیاموزیم بین بد و بدتر ، آنچه که باید انتخاب کرد بد است و با استقبال و هرچه زودتر آن را انتخاب کند.و در نتیجه آن را پشت سر بگذارد و از آن دور شود .

خیلی از افراد جرات این را ندارند که با بد روبه رو شوند و چون از بد می گذرند گرفتار بدتر می شوند.

پس زمانی می توانیم از نظم با بچه هایمان صحبت کنیم که مفهوم ترجیح را به آنها بیاموزیم.

معنای آرامش

کودک باید خانه را پناهگاه خودش و تفریحگاه و خلوتگاه واستراحتگاه خودش بداند.

بالاخره همه ی ما وقتی از هیاهوی شهر و محیط اجتماعی می گریزیم باید یک جا برویم که پرعشق ومحبت و دوستی وصمیمیت روابط استوار شده باشد.

متاسفانه برخی از پدر و مادرها شرایطی را بوجود می آورند که بچه ها از خانه گریزانند و این خانه تنها و فقط جای درد و رنج و عذاب و حتی شکنجه است.

موضوع عصبانیت

انسان همیشه خشمگین می شود اما قزار نیست عصبانی شود .ما وقتی عصبانی می شویم در واقع به آن عادت کرده ایم و از آن به عنوان یک راه حل استفاده می کنیم.

پدر و مادر وقتی خشمگین می شوند و فکر می کنند عصبانی می شوند ، باید خانه را ترک کنند.

پس محیط خانه باید آرامش داشته باشد تا کودک آنجا را پناهگاه خودش بداند.

آموزش

آموزش مکانیزمی است که از طریق آن رفتار و عملی که مبتنی بر اصول پرورش ، تعلیم و تربیت کودک و نوجوان است ، تنظیم و اجرا شده است و به سامان پایان می یابد.

مثلا در سنین ۶ تا ۱۲ سالگی باید به کودک مان آموزش هنر و ورزش و علم و دوستی داد.

در هر دوره ی سنی آموزش به کودک متفاوت است و براساس سن او است.

مهم است بدانیم فرزند ما در چه سنی است و زمان را چگونه می بیند.

جانشینی های ۱۵ گانه ای که باید صورت بگیرد

 به جای فرهنگ باید توجه به اصول اخلاقی بکنیم:

آن زمان که ما فرهنگ را با مذهب می آمیزیم ، تقدس آن را افزایش می دهیم.

فرهنگ قرار است وسیله باشداما در برخی از جوامع تبدیل شده به هدف.

در دنیای امروز فرهنگ از آنجا که وسیله ای در مسیر خوشبختی و سلامت روانی و موفقیت انسانی است باید مانند رودخانه ای باشدکه به اقیانوس هستی و اخلاق و عشق و انسانیت حرکت کند تا آب راکدی باشد که آهسته بگذرد.به همین دلیل است که در دنیای امروز فرهنگ در بسیاری از موارد بازدارنده است.

امور اخلاقی ، صرف نظر از اینکه ما دوست داریم و صرف نظر از اینکه به ما مرتبط هستند و صرف نظر از اینکه صلاح و مصلحت ما است یا خیر،باید رعایت شوند.

اصول اخلاقی امروز در ۵ اصل خلاصه می شود:

عدالت و انصاف

واقعیت و حقیقت

محبت و عشق

آزادی و آزادگی

حرمت و حیثیت

انسان سالم به جای فرهنگ به دنبال آگاهی و خودآگاهی و خداآگاهی است.

جانشینی از قدرت به محبت است:

قدرت پیش بردن برنامه ها یا رسیدن به هدف ها با وجود مخالفت دیگران است. و بازگوکننده کاربرد زورو تحمیل  و به نوعی وادار کردن دیگران به کاری یا هدفی است.

بنابراین در برخی خانواده ها وضعیتی به وجود می آید که بچه ها از پدر و مادر یا از هردو یا برخی اوقات از خواهران و برادران بزرگ تر می ترسند.

حتی در گذشته ها گفته می شده که بهتر است کودک از کسی بترسد.

گاهی برای خواباندن و یا غذا دادن به کودک وی را می ترسانیم.

در واقع رعب و وحشت برای در دست داشتن کنترل و اختیار است.

هر پدر و مادری حداقل یک بار به فرزندش باید بگوید نمی دانم ، نمی فهمم و باید بپرسم و بعدا به تو خواهم گفت.و این بدین دلیل گفته می شود که بسیاری از والدین دوست دارندبه فرزندانشون تفهیم کنند که همه چیز دان و همه چیز توان هستند.

در دنیای امروز من و شما  می دانیم که این همه عشق به قدرت که ناشی از ضعف و زبونی و ناشی از آسیب و درماندگی فردی است که درکودکی از پا در آمده است و مورد ظلم و زور واقع شده و هم اکنون برای نجات خودش چاره ای جز قدرت نمی بیند.

باید بدانیم محبت اساس رابطه خانواده است.

با محبت و نوازش است که امنیت اتفاق می افتد.

نوازش و محبت است که به کودک فرصت می دهد سخن بگوید و حرف بزند.

پدر ومادر باید از هر فرصتی استفاده کند که فرزندشان حس و احساس و نظرش را بیان کند.

در دنیای امروزی پدر و مادری دو گوش شنوا است نه زبان گویا.

برخی از بچه ها ۱۰ ساعت حرف برای گفتن برای دوستانشان دارند اما برای پدر و مادرشان خیر.

قدرت یک توهم است ،یک افسانه و یک خیال است.

تغییر اطاعت به همکاری :

در طول تاریخ پیام والدین به فرزندانشان این بوده است که تو نادانی و من دانا.

تو ناتوانی و من توانا

توضعیفی و من قوی

پس بهتر است فرمان بگیری

و معلوم است که در چنین شرایطی روابط بسته اند و محدود.

مثلا یک پسر بچه ۳ ساله ، ۱۳ ساله ، ۲۳ ساله و ۵۰ ساله باید همیشه یک جور به دستورات پدر چشم بگوید و انجام دهد.سن و سال و آگاهی خودش هیچ اهمیتی ندارد.

در دنیای امروز ما نمی توانیم با قالب های از پیش تعیین شده مسائل و مشکلات غیر قابل پیش بینی رو حل کنیم.

همکاری معنایش از خود گذشتگی نیست ، همکاری مطابق میل و خواسته ی دیگران رفتار کردن نیست بلکه معنایش این است که من و شما فرصت و امکان این رو میدیم که هر سوالی به صورت کلی و جمعی مطرح بشه و پاسخ های مختلف و مناسب ارائه بشه و از میان آنها بهترین انتخاب بشه .

همکاری مهم ترین عنصری است که پدر و مادر باید به فرزندان خودشان بیاموزند و این میسر نمی شود مگر اینکه ما این را در خانه تمرین کرده باشیم.و به فرزندانمان بیاموزیم که جهان پر از سوال و مساله ومشکل است و این نکته مهم است که بدانیم با طرح واقع بینانه و صمیمانه و صادقانه اون می تونیم به راه حل هایی برسیم.

تغییر فرماندهی و استفاده از مشورت

باید یادآور شویم که فرمان بری در دو جا تقریبا اجباری است.

یکی درجنگ است که سربازان باید فرمانبرداری داشته باشند چون در غیر این صورت از جنگ و هدفی که داشتیم خبری نخواهد بودو دیگری در اتاق عمل خواهد بود که جراح از بقیه انتظار فرمان برداری را دارد.چون در اینجا سازش و مشورت اهمیت ندارد.

اما در زندگی و شرایط عادی و معمولی بدون تردید چنین نخواهد بود.در خانه هر موضوعی باید به مشورت گذاشته شود .

البته نه آن جایی که مسائل و مشکلات هست که بچه ها را نگران می کند .مثل بیماری و فقر و مسائل و مشکلات جدی به ویژه تا ۱۲ سالگی.

باید بدانیم فرماندهی با خودش خشم و غم و پنهان کاری میاره.دروغ و تظاهر و تعارف میاره.

تغییر از زور به نظم

در برخی جوامع فکر می کنند تنها راه آموختن اعمال زور است.

حتی برخی از ما می گوییم تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر

فداکاری و گذشت کوتاه مدت به عنوان تنها راه حل و اطمینان به تغییر و دگرگونی را شاید بتوان توجیه کرد اما فداکاری و گذشت دائمی اشکالش این است که از یک طرف شما رنج می برید و با درد و حرمان روبه رو هستید ، از جانب دیگر به کسی  که کار بدی می کند و یا رفتار نامناسبی دارد فرصت می دهید ه آن کار را تکرار کند و حتی آن را تشویق و به نوعی تایید و ترغیب می کنید به صورتی که او می خواهد عمل کند.

دردنیای امروزی ما می خواهیم به ایثار برسیم .در ایثار ما کاری را که درست می دانیم و دوست داریم انجام می دهیم و بدون چشم داشت برای کسی انجام می دهیم.

در ایثارگری من درگیر کار و احساس خوب قرار می گیرم و درگیر رابطه ای بهتر .

پس باید مراقب باشیم :     زور با نظم اشتباه نکنیم

                                        ظلم را با عدل اشتباه نکنیم

                                        تنبیه را با تربیت اشتباه نکنیم

 احترام

وقتی سخن از احترام است ، سخن از رعایت آداب و ادب نیست .گاهی احترام در بین مردم بدین معنا است که من از تو برتر و بهترم .گاهی سن و جنسیت و طبقه ی اجتماعی و اقتصادی در احترام افراد دخیل است.

ما نوعی بردگی و بندگی را برای دیگران ترجیح می دهیم.

پس ما با این وضعیت با جامعه ای ایستا ، منفعل ، محتاج ، سطحی و همراه با تعارف و تظاهر رو به رو خواهیم شد و از این گونه احترام ، امنیت سطحی و موقتی و دروغین هم به دست خواهد آمد.

در مفهوم حریم به خاطر انسان بودنت مقدسی ( فارغ از جنسیت و سن و طبقه اجتماعی و اقتصادی )

تغییر ترس به امنیت و اطمینان

ترس احتمالا بدترین احساس انسانی است.

گاهی ترس های ما بدون وجود خطرو تهدیدی است که نه واقعی و نه خارجی است و ممکنه ما را دچار اضطراب کند.

تغییر کنترل به آزادی

ما در طول تاریخ به خاطر ویژگی های روانی و محیط اجتماعی همیشه مایل هستیم ، دیگران و عزیزان مان را کنترل کنیم.

ما با کنترل کودکان مان ، آنها را نادان و ناتوان نگه می داریم.و آنها را از امکان گرفتن تصمیم درست برحذر خواهیم داشت.

به جای کنترل دست به آموزش باید بزنیم. و با محافظت و مراقبت از راه دور به فرزندان مان فرصت آزادی عمل بدهیم.

آزادی به معنای بی بند و باری نیست.

آزادی در تحلیل نهایی خود به معنی انتخاب قانون درست است. آزادی سبب خواهد شد که من حدو حدودی که لازم است را بدانم و رعایت کنم.

وظیفه والدین آموختن و رشد دادن فرزندانش می باشد.

وظیفه ی والدین یاد دادن آموختنی هایی است که با خودش فعالیت به همراه بیاورد و با فعالیت است که آفریدن و و رشد و تکامل ممکن می شود.

وظیفه پدرو مادرکاشتن درخت دانایی ، درستی و دوستی در وجود فرزندانشان است تا کندن علف های هرز.

به جای گوشزد کردن برای انجام ندادن کار بد ، ما به عنوان والدین آن قدر باید زندگی فرزندانمان را با کار خوب پر کنیم که وقت برای کار بد یا فکر بد و فعالیت بد ذهنی بد را نداشته باشند.

آن زمان که کودک شما ۵۰۰ کلمه  می نویسد و شما می گویید۲ تای آن غلط است و نمی گویید ۴۹۸ تای آن درست است. در واقع دارید به فرزندتان پیام می دهید که تو نادان و ناتوانی….

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

X